دوشنبه, آبان 20, 1398
بولتن | اخبار و مقالات شرکت ستاک
کد مطلب : 329  |   تعداد نظرات: 0   |   تعداد بازدیدها: 19303   |   تاریخ درج: دوشنبه, مرداد 05, 1394   |   ساعت: 03:11 ب.ظ   |  منبع / نویسنده مطلب: امین گلستانی

 

ضرورت استفاده از هوش تجاري در سازمان ها

هوش تجاري در قالب هر تعريفي به دنبال افزايش سودآوري سازمان با استفاده از اتخاذ تصميمات هوشمند و دقيق بر پایه اطلاعات معتبر و مستند میباشد.


هوش تجاري يا هوش کسب و کار که قالب عمده تري را مانند استفاده‌هاي تجاري و غير تجاري (نظامي و غير‌انتفاعي) در بر دارد، عبارت است از بُعد وسيعي از کاربردها و تکنولوژي براي جمع آوري داده و دانش جهت زايش پرس و جو در راستاي آناليز بنگاه براي اتخاذ تصميمات تجاري دقيق و هوشمند. يک هوش تجاري براساس يک معماري بنگاه تشکيل شده است و در قالب پردازش تحليلي برخط (OLAP) به تحليل داده هاي تجاري و اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند مي‌پردازد. هوش تجاري، نه به عنوان يک محصول و نه به عنوان يک سيستم، بلکه به عنوان يک معماري و رويکردي جديد موردنظر است که البته شامل مجموعه اي از برنامه هاي کاربردي و تحليلي است که به استناد پايگاههاي داده عملياتي و تحليلي به اخذ و کمک به تصميم گيري براي فعاليتهاي هوشمند تجاري و کسب و کار مي پردازند.

اما هوش تجاري از مناظر ديگر: از منظر معماري و فرايند به هوش تجاري به عنوان يک چارچوب که عامل افزايش کارايي سازمان و يکپارچگي فرايندها و نهايتا بر فرايندهاي تصميم گيري در سطوح مختلف سازماني متمرکز است، نگريسته مي شود. بازار هوش تجاري را ابزاري براي برتري رقابتي و پايشگر و تحليلگر بازار و مشتريان مي داند. از نقطه نظر فناوري نيز هوش تجاري يک سيستم هوشمند است که با پردازش دقيق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغز افزار ها به حساب مي آيد. ولي به بيان ساده تر هوش تجاري چيزي نيست مگر فرايند بالابردن سود دهي سازمان در بازار رقابتي با استفاده هوشمندانه از داده‌هاي موجود در فرايند تصميم گيري.

در صورتي که مفهوم هوش تجاري بدرستي درک و منتقل نگردد، موجب مي شود تا انتظارات مديران به صورت ناگهاني افزايش يابد و برآورده نشدن اين توقعات مواردي را از جمله سلب اطمينان افراد و بويژه مديران از اين سيستم به دنبال خواهد داشت؛ چرا که هوش تجاري فقط به دنبال کوتاه کردن مسير هاي پرس و جو در داخل اطلاعات است و خود مستقلا و بدون نياز به اطلاعات مناسب قادر به ارائه پيشنهاد يا راهکاري نيست.

ضرورت استفاده از هوش تجاري در سازمانها
همانطور که از تعاريف متعدد استنباط مي شود، هوش تجاري در قالب هر تعريفي به دنبال افزايش سودآوري سازمان با استفاده از اتخاذ تصميمات هوشمند و دقيق است و به طور اعم مي توان اهداف زير را براي اين رويکرد نوين عنوان کرد:
1 - تعيين گرايشهاي تجاري سازمان که موجب مي شود تا سازمان بدون اتلاف وقت و هزينه و انرژي در ساير مسيرها به دنبال اهداف کلان و اساسي خود متمرکز شود.
2- تحليل عميق بازار.
3- پيش بيني بازار که مي تواند قبل از اينکه رقبا سهم بازار خود را توسعه دهند، منافع جديد به وجود آمده در بازار را عايد سازمان کند.
4- بالابردن سطح رضايتمندي مشتريان که مي تواند موجبات استمرار کسب و کار باشد و از دست دادن اين اعتماد و رضايتمندي مراتبي را براي بنگاه به همراه دارد.
5- شناسايي مشتريان دائمي که وفادارند، مي توان با پيگيري رفتار آنان، جهت‌گيريهاي کلان و استراتژيک را انجام داد.
6- تقسيم بندي مشتريان و متعاقبا ايجاد تنوع در روش برخورد با هرگروه از مشتريان.
7- افزايش کارايي سازمان در امور داخلي و شفاف سازي رويه فرايندهاي کليدي.
8- استانداردسازي و ايجاد سازگاري بين ساختارهاي سازمان.
9-تسهيل در تصميم گيري که جزء اهداف اساسي هوش تجاري محسوب مي‌شود.
10- تشخيص زود هنگام خطرات قبل از اينکه سازمان را به مخاطرات جدي بکشاند و شناسايي فرصتهاي کسب و کار قبل از اينکه رقبا آن را تصاحب کنند.
با توجه به موارد فوق مي توان گفت که احساس نياز به وجود هوش تجاري در سازمان براي اولين بار در سطوح بالاي مديريتي احساس مي شود و از بالاي هرم ساختار سازماني به بخشهاي زيرين منتقل مي شود، ولي براي ايجاد آن مي‌بايست از پايين‌ترين سطوح و لايه ها شروع کرد.
مهمترين نياز يک مدير،داشتن اطلاعات دقيق براي اتخاذ تصميم درست است. فرايند تصميم گيري مي تواند به سه بخش کلي زير تقسيم شود. با توجه به انواع مختلف تصميم گيري (بر اساس ميزان ساخت يافته بودن آن) هر يک از بخشهاي اهميت متفاوتي خواهند داشت.
1- دسترسي، جمع آوري و پالايش داده ها و اطلاعات مورد نياز؛
2- پردازش، تحليل و نتيجه گيري بر اساس دانش؛
3-اعمال نتيجه و نظارت بر پيامدهاي اجراي آن.
در هر يک از موارد فوق، سازمانهاي قديمي که از هوش تجاري استفاده نمي کنند، داراي مشکلاتي هستند که اغلب از عواملي چون حجيم بودن داده ها، پيچيدگي در تحليلها و ناتواني در ردگيري نتايج فرايندها و پيامدهاي تصميمات گرفته شده، نشئت مي گيرند. هوش تجاري با کمک به حل مشکلات فوق، به دليل ساختاري که در سازمان به وجود مي آورد، فرصتهاي جديدي نيز براي رشد سازمان ايجاد مي کند و نه تنها عامل حذف مشکلات است، بلکه با صرفه جويي در زمان و هزينه، شرايط کاري را دگرگون مي سازد.

 

Share نسخه مخصوص چاپ
مقالات مرتبطی وجود ندارد

نظرات (0)

 
مجوزهای فعالیت و عضویت در مجامع تخصصی | مستندات مربوط به مجوزها و انجمن های تخصصی را در صفحه "معرفی ستاک> مجوزها و عضویت ها" مشاهده نمائید.

عضو شرکت های دانش بنیان

عضو شرکت های دانش بنیان

سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور

سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور

سازمان مالیاتی کشور

اتحادیه کامپیوتر تبریز

رتبه ممتاز اتحادیه کامپیوتر

فن بازار ملی ایران

انسیتیتوی جهانی IDTechEx

انسیتیتوی جهانی IDTechEx

انجمن مطالعات جامعه اطلاعاتی

انجمن مطالعات جامعه اطلاعاتی 

کميته فنی فناوری اطلاعات ایران

کميته فنی فناوری اطلاعات ایران

شبکه تحلیلگران فناوری کشور

شبکه تحلیلگران فناوری کشور

انجمن بین اللملی Mifare

انجمن بین اللملی Mifare

پاراکلینیک فناوری اطلاعات

کنسرسیوم شرکتهای فاوا

انجمن تحقیق و توسعه ایران

انجمن تحقیق و توسعه ایران

خانه نوآوران صنعت ایران

خانه نوآوران صنعت ایران

جشنواره وب ایران

شورای عالی اطلاع رسانی

بام فاوا شورای عالی اطلاع رسانی